« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »

 

وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ « سوره شوری آیه 28»

و اوست كه پس از نا اميدى مردم باران مى‌فرستد و رحمت خويش را گسترش مى‌دهد و اوست سَرور ستوده.

 

راز آفرينش

روزی در رویا
به آن پیدای پنهان گفتم : مرا کجا می فرستید ؟ پاسخ داد :به زمین  پریشان پرسیدم :چرا ؟ گفت :برای " علو درجه " گریستم و گفتم : پس حد اقل راه بازگشت را نشانم دهید ! آن مهربان گفت : دو فراتر از فرشته پر پرواز تو خواهند شد تا  به سوی من بازگردی . آهي كشيدم  و آهسته زير لب گفتم :کاش مرا هم فرشته می آفریدید ! تا همیشه مُحرم و مَحرم  و مقرب باشم.پروردگار لبخندي زد و گفت :وقتی با افتخار بازگردی دیگر چنین آرزویی نخواهی کرد !

   
"میترا اقدسی "  بهار 85   ( الهام گرفته از  داستانکي از خانم نظر آهاری عزیز)
 
 
 
 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دیدگاه‌ها   

maryam
#7 maryam 1391-09-17 02:19
mamnun az shoma yaki az matalebetun bardashtam va baraye yeki az dustanam ferestadam

فرشته مهر :: ممنون از حضورتان ...
نقل قول کردن
m
#6 m 1389-08-13 14:11
**مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين کار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت .
آرايشگر گفت : من باور نميکنم خدا وجود داشته باشد.
مشتري پرسيد چرا ؟
آرايشگر گفت : کافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اين همه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت به محض اينکه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و کثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت
و به آرايشگر گفت : مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند!
مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجا هستم و همين الان موهاي تو را مرتب کردم .
مشتري با اعتراض گفت : پس چرا کساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند؟
آرايشگر گفت : آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميکنند.
مشتري گفت : دقيقا همين است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميکنند .براي همين است که اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد...
نقل قول کردن
m
#5 m 1389-08-13 14:11
**مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين کار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت .
آرايشگر گفت : من باور نميکنم خدا وجود داشته باشد.
مشتري پرسيد چرا ؟
آرايشگر گفت : کافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اين همه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت به محض اينکه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و کثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت
و به آرايشگر گفت : مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند!
مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجا هستم و همين الان موهاي تو را مرتب کردم .
مشتري با اعتراض گفت : پس چرا کساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند؟
آرايشگر گفت : آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميکنند.
مشتري گفت : دقيقا همين است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميکنند .براي همين است که اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد...
نقل قول کردن
m
#4 m 1389-08-13 14:11
**مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين کار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت .
آرايشگر گفت : من باور نميکنم خدا وجود داشته باشد.
مشتري پرسيد چرا ؟
آرايشگر گفت : کافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اين همه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت به محض اينکه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و کثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت
و به آرايشگر گفت : مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند!
مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجا هستم و همين الان موهاي تو را مرتب کردم .
مشتري با اعتراض گفت : پس چرا کساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند؟
آرايشگر گفت : آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميکنند.
مشتري گفت : دقيقا همين است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميکنند .براي همين است که اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد...
نقل قول کردن
m
#3 m 1389-08-13 14:11
**مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين کار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت .
آرايشگر گفت : من باور نميکنم خدا وجود داشته باشد.
مشتري پرسيد چرا ؟
آرايشگر گفت : کافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اين همه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت به محض اينکه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و کثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت
و به آرايشگر گفت : مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند!
مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجا هستم و همين الان موهاي تو را مرتب کردم .
مشتري با اعتراض گفت : پس چرا کساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند؟
آرايشگر گفت : آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميکنند.
مشتري گفت : دقيقا همين است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميکنند .براي همين است که اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد...
نقل قول کردن
قلم وانديشه
#2 قلم وانديشه 1386-09-23 11:58
سلام
خانم اقدسي مطالب زيبا و جالبي داريد با اجازه يكي از مطالبتان را لينك كردم ووبلاگ زيبايتان را به پيوند هايم اضافه نمودم .
دوست داشتيد به منم سر بزنيد .منتظر نظرات سبزتان هستم .
چونان آب جاري و هوشمند باشيد :roll:
نقل قول کردن
قلم وانديشه
#1 قلم وانديشه 1386-09-23 11:58
سلام
خانم اقدسي مطالب زيبا و جالبي داريد با اجازه يكي از مطالبتان را لينك كردم ووبلاگ زيبايتان را به پيوند هايم اضافه نمودم .
دوست داشتيد به منم سر بزنيد .منتظر نظرات سبزتان هستم .
چونان آب جاري و هوشمند باشيد :roll:
نقل قول کردن

نسخه پرفسفر فرشته ..

با داشتن یک ارتباط خوب

با خدا و خوب بودن و خوبی

کردن ، می توان از دیگران

سبقت گرفت و برتر شد..

 

ایده های فرشته

حاضرین در سایت

ما 98 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدیدها

آیه ی ماه

  دوستان خدا
به جز اهل تقوا نباشند
ليکن اکثر مردم از اين مطلب
آگاه نيستند .  انفال - 34
English

نامه به خداوند

❤  ❤   ❤   

پيوندهاي برگزيده

جستجو در سایت

آخرین مطالب

پربازدیدترین ها